كاربرد آزمون هاي پارامتري و ناپارامتري در علوم رفتاري

كاربرد آزمون هاي پارامتري و ناپارامتري در علوم رفتاري
 

مقايسه داده ها در دو گروه وابسته و مستقل

تعداد گروههاي تحت مطالعه

 

متغير تحت مطالعه

 

گروههاي تحت مطالعه

 

نوع آزمون مورد انتخاب

 

1

دو گروه

 

كمي

 

مستقل

 

مستقل t

 

2

دو گروه

 

رتبه اي

 

مستقل

 

U ويتني , من-

 

3

دو گروه

 

اسمي

 

مستقل

 

خي دو

 

4

دو گروه

 

كمي

 

وابسته

 

وابسته t

 

5

دو گروه

 

رتبه اي

 

وابسته

 

ويلكاكسون – آزمون علامت

 

6

دو گروه

 

اسمي

 

وابسته

 

مك نمار

 

 

 


مقايسه داده ها در بيش از دو گروه وابسته و مستقل

7

بيش از دو گروه

 

كمي

 

مستقل

 

ANOVA يكطرفه

 

8

بيش از دو گروه

 

رتبه اي

 

مستقل

 

كروسكال واليس

 

9

بيش از دو گروه

 

اسمي

 

مستقل

 

خي دو

 

10

بيش از دو گروه

 

كمي

 

وابسته

 

ANOVA مكرر

 

11

بيش از دو گروه

 

رتبه اي

 

وابسته

 

فريدمن

 

12

بيش از دو گروه

 

اسمي

 

وابسته

 

كوكران

 

 

نوع آزمون

 

نوع متغيرهاي مورد مطالعه

 

ضريب همبستگي اسپيرمن ـ كندال
ضريب همبستگي اسپيرمن ـ كندال
ضريب
Eta
ضريب لاندا
تتا
لاندا، في و
V كرامر

 

هر دو كمي
يكي كمي ، ديگري رتبه اي
هر دو رتبه اي
مستقل اسمي، وابسته كمي
مستقل كمي، وابسته اسمي
يكي رتبه اي، ديگري اسمي
هر دو اسمي

 

 

 

گزارش نهايي پژوهش براي چاپ در نشريات

گزارش نهايي پژوهش براي چاپ در نشريات

گزارشهاي مربوط به تحليل محتوا بايد شامل موارد ذيل باشد.

1- عنوان دقيق پژوهش كلاسي

2- پاراگراف اول :  توضيح در مورد موضوع و علت اجراي پژوهش

3- پاراگراف دوم : ريخت شناس پژوهش شامل روزنامه، سال مورد برسي،  تاريخ مورد برسي و موارد مورد نياز ديگر

4- نتايج بدست آمده در تحقيق با ذكر حتمي درصد نتايج بدست آمده و خوداري از بيانات كلي و يا ذكر فراواني ها در مقايسه ها بجاي درصد( ذكر درصد و فراواني در موارد ضروري منعي ندارد)

5- پاراگراف آخر نتيجه گيري شخصي بر اساس يافته هاي پژوهش و يا پيشنهادات

* نام و نام خانوادگي دانشجو

 

اطلاعاتی در باره برنامه SPSS

كدگذاري در برنامه SPSS

الف) تعريف موضوعات و مقولات براي SPPS

1- ابتدا صفحه SPSS را باز كرده و سپس از پايين كادر به صفحه  Variable View وارد شويد.

2- در ستونName نام موضوع مورد نظر را وارد كنيد.

3- در ستون Values دو بار click كنيد.

4- كادر جديد و كوچكي تحت عنوان Value Labels  باز مي شود.

5-در سطر Valueشماره مقوله مورد نظر را وارد كنيد.

6- در سطر Value Label عنوان مقوله مورد نظر وارد كنيد.

7- سپس عبارتadd را بزنيد و اين عمل را در مورد تمامي مقولات يك موضوع انجام دهيد .

8- بعد از اتمام ورود تمام مقولات يك موضوع در كادر  Value Labels دكمه OK را بزنيد كه اين مرحله تمام مي شود.

9- براي تمام موضوعات خود اين عمل را بايد تكرار كنيد.

ب) ورود اطلاعات به SPPS

1- ابتدا صفحه SPSS را باز كرده و سپس از پايين كادر به صفحه  Data Viweوارد شويد

2- در بالاي صفحه تمامي موضوعات وارد كرده مشاهده مي شود.

3- اعداد مربوط به هر مقوله را با توجه به شماره رديف وارد سطر اول كنيد.

4- اين عمل را تا اتمام كار تكرار كنيد به اين ترتيب عمل كدگذار پايان مي يابد.

مراحل تهيه جداول يك بعدي در SPSS

1- روي كلمه Analyze كليك كنيد

2- كادري در ذيل آن باز مي شود موس را روي واژه Descriptive Statistic

نگه داريد جلوي آن مجدد كادري باز مي شود روي واژه  Frequenciesكليك كنيد.

3- صفحه اي با نام  Frequencies باز مي شود كه تمام موضوعات تحقيق درسمت چپ كادر مشاهده مي شود.موضوع مورد نظر را دو بار كليك كنيد تا به سمت راست منتقل شود.

4- اگر علاقه داريد نمودار جدول را نيز ترسيم كنيد در قسمت همين صفحه عبارت Charts را كليك كنيد.صفحه اي ديگر با نام  Frequencies Charts باز مي شود كه داراي چهار گزينه1- None(بدون نمودار)2- Bar Charts(نمودار ستوني)3- Pie Charts(نمودار دايره اي) و4- histograms:(نمودار هيستوگرام) مي باشد.شما مي توانيد بر اساس سليقه خود يكي از دو نمودار ستوني يا دايره اي را انتخاب كنيد و كنار آن كليك كنيد.

5- در انتهاي كادر دو گزينه Frequencies ( فراواني) وPercentages(درصد) وجود دارد. بايد توجه داشت خواندن فرواني در نمودار براي مخاطب خيلي سخت و حتي غير ممكن است لذا ضروري است نمودار بر اساس  درصد Percentages ترسيم گردد.بنابر اين، گزينه درصد را نيز انتخاب كنيد در پايان عبارت continue را كليك كنيد

6- حال عبارت OK را كليك كنيد. ملاحظه مي كنيد كه جدول تك بعدي و نمودار آن ترسيم شده اند.

تذكر1 :هيچگاه چند جدول يا نمودار را يكجا استخراج نكنيد زيرا باعث سردرگمي شما مي شود.

تذكر 2: براي استفاده از جدول و نموداره حتما بايد آنها را به نرم افزار Wordمنتقل كنيد كه براي اين كار عمل copyدر spssو عمل paste در wordمشكل شما را حل خواهد كرد.

 

مراحل تهيه جداول دو بعدي در SPSS

1- روي كلمه Analyze كليك كنيد

2- كادري در ذيل آن باز مي شود موس را روي واژه Descriptive Statistic

نگه داريد جلوي آن مجدد كادري باز مي شود روي واژه  Cross tabsكليك كنيد.

3- صفحه اي با نام  Cross tabsباز مي شود كه تمام موضوعات تحقيق درسمت چپ كادر مشاهده مي شود.

4- در سمت راست صفحه دو كادر اصلي Row (رديف) وcolumn (ستون) وجود دارد.يكي از موضوعات مورد نظر را در كادر سطر وارد كنيد و موضوع دوم را در كادرستون وارد كنيد.

5-اگر علاقه مند به داشتن نمودار نيز مي باشيد در پايين صفحه كنار عبارت Display clustered bar charts كليك كنيد.

6- اگر علاقه مند به داشتن آزمون مجذور خي نيز مي باشيد در پايين صفحه روي عبارت Statistics كليك كنيد.عبارات گوناگون با كارايي هاي متفاوت در آن مشاهده ميكنيد. اما شما فقط كنار عبارت Chi-square كليك كنيد و سپس Continue را كليك كنيد.

7-اگر نياز به داشتن درصد فراواني هاي جدول داريد، در پايين صفحه روي عبارت Cells كليك كنيد. سه گزينه مهم Row (رديف) وcolumn (ستون) total(كل)وجود دارد پيشنهاد ميشود با توجه به فرضيه ، سوالات و خود جدول درصد سطري، ستوني و كل را انتخاب كنيد و از عمل كليشه اي مانند انتخاب هر سه گزينه پرهيز كنيد.حال Continue را كليك كنيد.

8- عبارت OK را كليك كنيد. ملاحظه مي كنيد كه جدول دو بعدي وجدول مجذور خي و نمودار آن ترسيم شده اند.

تذكر1 :هيچگاه چند جدول يا نمودار را يكجا استخراج نكنيد زيرا باعث سردرگمي شما مي شود.

تذكر 2: براي استفاده از جدول و نموداره حتما بايد آنها را به نرم افزار Wordمنتقل كنيد كه براي اين كار عمل copyدر spssو عمل paste در wordمشكل شما را حل خواهد كرد.

تذكر 3:جدول مجذور خي را به word منتقل نكنيد بلكه سه عبارت «خي دو» از سطر pearson Chi-square ستون Value و همچنين درجه آزادي df از همان سطر و در نهايت ضريب خطا p را از سطر Likelihood Ration و از ستون Asymp.sigانتخاب و در پايين جدول يادداشت نماييد.در قالب مواقع در تحليل محتوا آزمون مجذور خي دو در SPSS تاييدشده مي باشد.

x2=                                      p =                                  df =

تذكر 4: اگر هدف شما مقايسه دو رسانه است به طور حتم اكثر موضوعات تحقيق شما بايد در قالب جداول دو بعديبيايد. كه موضوع روزنامه در يك سمت و موضوع مورد نظر در سمت ديگر قرار مي گيرد.

تذكر 5: براي اينكه جداول شما در صفحه A4 قابليت پرينت داشته باشد بايد موضوعاتي كه داري مقوله هاي كمتري هستند در ستون و موضوعاتي كه مقوله هاي بيشتري دارند در سطر قرار گيرند. بطور مثال در مقايسه دو روزنامه موضوع روزنامه در ستون و موضوعات ديگر در سطر قرار مي گيرد.

تفكيك اطلاعات در SPSS

مواقعي نياز است كه فقط اطلاعاتي خاصي مورد توجه و تجزيه و تحليل قرار گيرد بطور مثال اگر چند روزنامه همزمان تحليل محتوا شده اند خواسته شود فقط اطلاعات يك روزنامه؛ بطور مجزا آورده شود. براي اين عمل در منو تصويري SPSS گزينه Select Cases را انتخاب مي كنيد( يا از گزينه Data عبارت Select Cases را انتخاب مي كنيد). صفحه اي جديد با عنوان  Select Cases باز مي شود. در بخش  Select كنار گزينه if condition is saticefid را پر كرده و سپس گزينه if  را كليك مي كنيد. صفحه جديدي تحت عنوان Select Cases:if باز مي شود كه در سمت چپ موضوعات تحليل محتوا قرار دارد.موضوع مورد نظر ‍‍كه در اين بخش مثال روزنامه بود را انتخاب و به قسمت سمت راست منتقل مي سازيد.حال بر اساس تعريف مقوله هاي موضوع اقدام به تعريف فرمول مي نماييد. به اين ترتيب كه براي انتخاب مقوله شماره يك ؛ در جلوي موضوع مورد نظر علامت مساوي را وارد كرده و سپس عدد يك را وارد مي سازيد و در ادامه علامت Continue را كليك مي كنيد و نهايت در صفحه Select Cases كليك مي كنيد. به اين ترتيب تمامي اطلاعات به غير از روزنامه با كد يك؛ مسكوت و در محاسبات ملحوظ نمي گردند و فقط اطلاعات روزنامه اول محاسبه شده و تمامي جداول و نمودار ها و آزمون هاي آماري براي همين روزنامه محاسبه مي شود.

پس از اتمام اين قسمت از عمليات تحليل بايد به حالت اول برگشت كه براي اين منظور مجدد صفحه Select Cases را باز كرده Reset را انتخاب و سپس OKرا كليك مي كنيد كه تمامي حالت به شرايط اوليه خود باز مي گردد.

ساختارتحقيق

ساختارتحقيق

ساختار نهايي پژوهش شامل موارد ذيل است.

عنوان

فهرست مطالب

مقدمه

1- طرح تحقيق

2- ادبيات تحقيق

3- يافته هاي تحقيق

نتيجه گيري و پيشنهادات

فهرست منابع

 

الف ) مقدمه

مقدمه شامل طرح موضوع و اهميت پژوهش در آن حوزه است تا خواننده بتواند علت و ضرورت پژوهش را درك كند. 

ب ) بخش اول: طرح تحقيق

كليه مراحل انجام تحقيق كه در طرح تحقيق آمده است دوباره ذكر مي شود با اين تفاوت كه جامعه آماري،نمونه گيري و موضوعات و مقولات دقيق و كامل هستند و تنها پيشنهادي همانند طرح تحقيق ابتدايي براي تصويب نيستند.

ج)بخش دوم:  ادبيات تحقيق

          ادبيات تحقيق شامل دو قسمت است اول :كليه نظريه ها و مفاهيم مورد استفاده در پژوهش است كه بر اساس آنها فرضيه، سوالات،موضوعات ومقولات طراحي و تدوين شده اند  دوم:  سوابق علمي موضوع است كه توسط ديگران انجام شده است.

د )بخش سوم: يافته هاي تحقيق

1- ريخت شناسي (morphology) وجدول مادر( بيشتر مواقع يك بعدي)

2- جداول دو بعدي و تقاطع اطلاعات (ودر مقايسه رسانه اي تقاطع يافته هاي دو رسانه)و نمودارهاي مربوط به هريك از جداول(هرنمودار بلافصل بعد ازجدول خود مي آيد)

ه )نتيجه گيري و پيشنهادات

در اين قسمت با توجه به مهمترين يافته هاي جداول و نمودارها(با ذكر شماره)پاسخ سوالات داده مي شود و سپس به اثبات فرضيه پرداخته مي شود. در نهايت پيشنهادات و يانتيجه گيري (البته مرتبط با يافته هاي پژوهش)محقق ارائه مي شود.

و)فهرست منابع

در پژوهش داشتن فهرست منابع الزامي است و نمي توان به صرف اينكه منابع مطبوعات هستند بسنده نمودو از ذكر آن انتناع كرد.

تعريف برخي مفاهيم مورد نياز در تحليل محتوا

فرضيه Hypothesis

عبارت است از حدس زدن ظن گمان يا توضيح آزمايش نشده پژوهشگر درباره رابطه بين دو يا چند متغير رفتار پديده ها يا واقعه معيني كه به وقوع پيوسته يا هنوز اتفاق نيفتاده است .(علي دلاور)

متغير variable

به ويژگي هايي اطلاق مي شود كه مي توان آنها را مشاهده يا اندازه گيري كرد و دو يا چند ارزش يا هدف را جايگزين آن قرار داد. (علي دلاور1380ص7) براي اندازه گيري متغييرها نياز به مقياسهاي اندازهگيري است كه به چهار دسته1- اسمي 2- ترتيبي 3- فاصله اي4-  نسبي تقسيم مي شوند كه اكثر متغييرها در تحليل محتوا از نوع مقياسهاي اسمي هستند كه آزمونهاي آماري زيادي نيز براي متغييرهاي اسمي نمي توان بكار برد( درصد و آزمون مجذور خي)

تحليل محتواContent Analysis    

برنارد برلسون: تجزيه و تحليل محتوا تكنيكي تحقيقي است كه براي تشريح عيني منظم و مقداري محتواي آشكار ارتباطات به كار مي رود .(معتمد نژاد2536ص 74تا78)

ويژگي هاي تعريف :

1- عيني بودن 2 منظم بودن 3 مقداري بودن4 آشكار بودن .

عيني بودن

خصلت عيني بودن تجزيه و تحليلي محتوا مستلزم آن است كه هرگونه تحقيق و بررسي در اين زمينه قابل بازبيني و بازسازي باشد.(دايره روبين Round Robin به موجب اين شيوه، عمليات تحقيقي مورد نظر به يكدسته افراد رمز گذار سپرده ميشود. اين افراد هر كدام جداگانه عمليات خود را دنبال ميكنند و سپس نتايج بدست آمده را با هم مقايسه مينمايند. اگر نتايج كار يك رمز گذار نسبت به ديگري تفاوت بسيار زياد داشته باشد، طرز تعريف واحدها و مقوله هاي مورد عمل تغيير مي كند تا جايي كه اين واحد ها و مقوله ها جنبه عملي پيدا نمايند.)

منظم بودن

صفت منظم بودن ايجاب مي كند كه تمام آنچه درمحتوا به مسأله مورد بررسي مربوط مي شود طرف توجه قرار گيرد و بر اساس واحدها و مقوله هايي كه براي تحقيق در نظر گرفته شده اند تجزيه و تحليل گردد.(هدف منظم بودن آن است كه از هرگونه انتخاب خود خواهانه كه در آن تنها به عناصر قابل انطباق با نظريات محقق توجه مي شود جلوگيري شود.)

آشكار بودن

در تجزيه و تحليل محتوا فقط به محتواي آشكار متن يا پيام توجه مي شود و استنباطهاي شخصي و پيش داوري هاي فردي محقق درباره محتوا مورد نظر قرار نمي گيرد.(متن پيام مورد نظر بايد به خودي خود و با توجه به آنچه نويسنده يا پيام دهنده در آن نوشته يا گفته است، تجزيه و تحليل ميشود و به آنچه خواسته است بنويسد يا بگويد اعتنا نمي شود.)

مقداري بودن

از لحاظ بررسي مقداري هر متن يا پيام تركيبي از عناصر قابل تجزيه به شمار مي رود كه مي توان آنها را به واحدها و مقوله هاي خاص طبقه بندي نمود و با شيوه آماري مورد سنجش و ارزيابي قرار داد .

واحد شمارش يا تحليل

اولين اقدامي كه عموما براي هر نوع تجزيه و تحليل صورت مي گيرد،تفكيك مواد آماده شده به عناصر و اجزاي مختلف است،در تجزيه و تحليل محتوا ،مجموعه مورد نظر به واحدهاي بيش از پيش كوچك تقسيم مي شود (معتمدنژاد 2536 به نقل از محمدي مهر 1383ص14) به عبارت ديگر كوچكترين بخش از محتوا كه شمرده شود و امتياز بدان تعلق گيرد واحد كدگزاري ناميده مي شود (باد 1368 ص35)در متون نوشتاري، واحد تحليل مي تواند يك كلمه يا نماد،يك مضمون(يك اظهار نظر در باره يك موضوع) يا يك مقاله يا گزارش كامل باشد.

قواعد و تعريف هاي مشخص براي تعيين اين واحد ها ضروري است تا بتوان ميان كدگذاران توافق بيشتري برقرار كرد و داوري شخصي را به حداقل رساند. (ويمر و دومينيك1384ص234)

جامعه آماري و نمونه گيري

    جامعه عبارت است از همه اعضاي واقعي يا فرضي كه علاقه مند هستيم يافته هاي پژوهش را به آنها تعميم دهيم (دلاور 1374ص112) يا به عبارت ديگر جامعه عبارت است از گروهي از افراد ،اشياء يا حوادث كه حداقل داراي يك صفت يا ويژگي مشترك هستند (دلاور 1380ص4) جامعه آماري همان جامعه اصلي است كه از آن نمونه يا نما يا معرف بدست مي آيد (ساروخاني 1372ص158).

نمونه گيري sampling يعني انتخاب تعدادي از افراد، حوادث و اشياء از يك جامعه تعريف شده به عنوان نماينده ان جامعه . به عبارت ديگر نمونه گيري عبارت از انتخاب درصدي از يك جامعه به عنوان نماينده ان جامعه است.

 نمونه گيري تصادفي عبارت است از انتخاب نمونه و جمع آوري داده ها به گونه اي كه بتوان نتايج حاصل را با احتساب اندازه هاي خطا (كه با استفاده از روشهاي آماري تعيين مي شوند) به يك جامعه بزرگ تعميم داد . نمونه گيري تصادفي به اين علت كه اساس آن استفاده از روشهاي آمار استنباطي است درساير روشها ترجيح دارد . (دلاور 1374ص115)

 

انواع نمونه گيري : (دلاور1374ص116 الي123)

1- نمونه گيري تصادفي ساده :

در نمونه گيري تصادفي هر يك از اعضاء جامعه تعريف شده شانس برابر و مستقلي براي قرار گرفتن در نمونه دارند . منظور از مستقل بودن اين است كه انتخاب يك عضو به هيچ شكل در انتخاب ساير اعضاي جامعه تأثيري نداشته باشد .

2- نمونه گيري منظم يا سيستماتيك :

همانند نمونه گيري تصادفي ساده ، اين نمونه گيري منظم نيز براي انتخاب يك نمونه از يك جامعه تعريف شده به كار مي رود . از اين روش زماني استفاده مي شود كه تمام اعضاي جامعه تعريف شده قبلاً به صورت تصادفي فهرست شده باشند .

تفاوت آن با روش قبلي در اين است كه در اين روش انتخاب هر عضو مستقل از انتخاب ساير اعضاي جامعه نيست .

3- نمونه گيري طبقه اي :

در بسياري از تحقيقات محقق مايل است نمونه گيري را به گونه اي انتخاب كند كه مطمئن شود كه زير گروه ها با همان نسبتي كه در جامعه وجود دارند به عنوان نماينده جامعه در نمونه نيز حضور داشته باشند ، اين موارد نمونه ها ، نمونه هاي طبقه بندي شده گويند ، اين روش در مطالعاتي كه محقق قصد مقايسه زيرگروه هاي مختلفي را داشته باشد مناسب است .

4- نمونه گيري خوشه اي :

در نمونه گيري خوشه اي واحد اندازه گيري فرد نيست بلكه گروهي از افراد هستند كه به صورت طبيعي شكل گرفته و گروه خود را تشكيل داده اند. نمونه گيري خوشه اي زماني به كار مي رود كه انتخاب گروهي از افراد امكان پذير و آسانتر از انتخاب افراد در يك جامعه تعريف شده باشند .

5- نمونه گيري خوشه اي چند مرحله اي

6- نمونه گيري داوطلبانه

براي انتخاب تمامي روزهاي هفته از يك روزنامه در تحليل محتوا مي توان از روش نمونه گيري سيستماتيك استفاده كرد. به اين ترتيب كه ابتدا جامعه مورد نظر را در تعيين مي كنند و سپس در هفته اول يك روز را به تصادف انتخاب كرده وبلافاصله هشت روز از روز انتخاب شده نمونه هاي ديگر را گزينش مي كنند به اين ترتيب تمامي ايام هفته به صورت يكسان در نمونه رؤيت خواهد شد .

كد گذاري

قرار دادن يك واحد تحليل در يك دسته خاص از دسته هاي موجود براي دسته بندي محتوا، كدگذاري coding نام دارد( ويمر و دومينيك1384ص240)

تذكر: در تحقيقات حرفه اي دستوذ العمل برگه كدگذاري لازم و ضروري است تا پايايي و روايي تحقيق دچار مشكل نشود.

نمونه کار روش تحقیق نظری به همراه پرسشنامه

            

 

دانشگاه مازندران

 

  دانشکده علوم انسانی اجتماعی

 

 

                                                  نمونه کار روش تحقیق نظری

                                                        به همراه پرسشنامه 

 

                  موضوع :بررسی میزان مشارکت

 

                                    روستاییان در طرح های عمرانی              

ادامه نوشته

طیف بندی

 

 

سنجش از طريق طيف بندي (روشهاي مهم مقياس بندي)

 

براي سنجش پديده ها و مفاهيم كيفي اجتماعي مقياس يا طيف هاي متعددي وجود دارد كه مشهورترين آنها به شرح ذيل است :

 مقايسه زوجی طيف بوگاردوس، طيف تورستن، طيف ليكرت، طيف گوتمن

 

1)طیف بوگاردوس

 

هدف از طیف بوگاردوس سنجش میزان فاصله اجتماعی گروهها می باشد.

و کاربرد این طیف در مواقعی است که مثلا دو گروه مختلف با دو فرهنگ و زبان متفاوت در کنار هم زندگی می کنند و یا در مواقعی که مردمی از ملیتهای گوناگون و با فاصله جغرافیائی در جریان روابطی متقابل قرار میگیرند (مثلا در سنجش نگرش به شغل/ طبقه اجتماعی/ گروههای مذهبی) این طیف بکار می رود .

 

این طیف در یک مقیاس تر تیبی (تمایل کامل/ تمایل متوسط/ تا حدودی/ عدم تمایل) میزان تمایل یک گروه را نسبت به سایر گروهها می سنجد.

بوگاردوس برای هر یک از هفت نقطه روی طیف یک جمله اظهاری یا گویه در نظر گرفت. فرض بر این است که اگر کسی با گویه اول موافق باشد با گویه های دیگر نیز موافق است بوگاردوس در تحقیق خود هفت گویه را در نظر گرفته بود (ازدواج - دوست صمیمی – همسایه – همکار – هموطن – میهمان – اخراج).

این طیف کوششی بود که کیفیت ها را دقیقتر سنجیده و در سطح تر تیبی مورد سنجش قرار دارد و نیز برای ترتیب ارجحیت می توان از مقایس طيف بوگاردوس يا طيف فاصله اجتماعي

 

اين طيف يا مقياس سنجش فاصله اجتماعي توسط بوگاردوس ابداع گرديد. بوگاردوس سعي كرد شيوه اي را بيايد كه بوسيله آن بتواند ميزان تمايل يا عدم تمايل افراد نسبت به چيزي را بسنجد. بدين منظور طيفي را در نظر گرفت كه در يك سوي آن (منتها اليه چپ) تمايل يا پذيرش و در سوي ديگر (منتها اليه راست) عدم تمايل يا انزجار و وسط آن تمايل متوسط تصور شده بود. سپس اين طيف را به هفت قسمت تقسيم نمود كه بطوريكه امكان انتخاب في ما بين براي پاسخگو وجود داشته باشد و امكان سنجش دقيق تر فراهم شود.

بوگاردوس براي هر يك از هفت نقطه روي طيف يك جمله اظهاري يا گويه در نظر مي گيرد كه با توجه به ارزشهاي اجتماعي زمان و مكان خود، بيانگر ميزان تمايل يا عدم تمايل يك نقطه بر روي طيف بود. اين گويه ها را در اختيار پاسخگو مي گذارند، كه بايد اولين احساس و عكس العمل خود را اظهار نمايد. اين گويه ها به ترتيب شماره گذاري مي شوند. بعد شماره هرگويه در درصد افرادي كه با آن گويه موافق بوده اند ضرب مي شود. از مجموع حاصلضرب ها عددي بدست مي آيد كه بيانگر گرايش پاسخگويان نسبت به آن موضوع است. اينگونه روش استخراج را روش ضريب بندي"يا" "وزنه گذاري" مي نامند.

اما  اين روش داراي نقاط ضعفي است كه از جمله آنها مي توان به اين امر اشاره كرد :

 كه در طيف بوگاردوس فرض بر اين است كه گويه ها انتخاب شده مبتني بر ارزشهاي جامعه مورد مطالعه باشد اما اين تصور به اندازه كافي مستدل نيست و ممكن است بين ارزشهاي محقق و ارزشهاافرادي كه در مورد آنان تحقيق مي شود تفاوت وجود داشته باشد.

علاوه بر آن در اين طيف از پاسخگو درخواست مي شود كه عكس العمل نخستين خود را ارائه دهد اما عملاً به علت تعداد كم گويه ها پاسخگويان فرصت خواهند داشت تا نگاهي چند گويه بيافكنند و سپس عكس العملهاي خود را تا حدي كنترل نمايند.

ه زوجی استفاده نمود.

 

معایب این طیف

از معایب این طیف می توان به قصور محقق در تدوین گویه ها –کم بودن گویه ها و فواصل نامتساوی گویه ها اشاره نمود.

 

 

 2)طیف لیکرت

 

هدف این طیف  اندازه گیری گرایش به یک موضوع بر اساس ارزشهای جامعه می باشد و کاربرد این طیف نیز در جهت بررسی گرایشها نسبت به مسئله سیاسی –اجتماعی و اقتصادی می باشد که در سطح ترتیبی نیز مورد سنجش قرار دارد.

گویه ها در این طیف حداقل 15 تا 30گویه و بیشتر تدوین می شود.

در تدوین گویه ها باید سعی شود از گویه های بی تفاوت ،بی ربط و ابهام آور جلو گیری شود تعداد گویه هائی که گرایش مخالف و موافق دارند باید تقریبا به یک اندازه باشدو نیز طیفی که به پاسخگو داده می شود معمولا از 5 قسمت تشکیل شده است (کاملا موافقم- موافقم – تاحدودی – مخالفم – کاملا مخالفم) که براساس هدف و روش تحقیق می توان کلمات گویه ها را عوض نمود.

در تدوین گویه ها باید دقت شود تا گویه های بی تفاوت و بی ربط و ابهام آور حذف گردند گویه مستقیما پس از تحقیقات مقدماتی پخش می شوند. پس بهتر است بعد از تدوین پرسشنامه مقدماتی pretest حداقل با 30 نمونه گرفته شود تا بعد از بررسی کمی (روایی) و کیفی (اعتبار) آن گویه های ابهام انگیز حذف گردد.

در اين روش نيز تعدادي گويه كه نشان دهنده نحوه نگرش نسبت به رويدادي خاص هستند آماده مي شود. اين گويه ها با ترتيب اتفاقي در اختيار پاسخگو گذاشته مي شود. در اينجا پاسخگو در خواست مي شود كه ميزان موافقت يا مخالفت خود را با هر گويه بر مبناي يك طيف بيان كنند. اين طيف كه معمولاً از پنج قسمت تشكيل شده است :

پاسخگويان گويه ها را بر ميناي اين طيف بررسي مي نمايد اما اين طيف با اعداد مشخص نشده است تا بر روي پاسخگويان تاثير نگذارند. لذا پس از بازگشت پرسشنامه ها از طرف پاسخگويان، طيف با اعداد شماره گذاري مي شود. طرز شماره گذاري بطور دلخواه است يعني در يك طيف پنج قسمتي مي توان به كاملاً موافق نمره1 و كاملاً مخالف عدد 5 يا به جاي عدد يك از صفر استفاده كرد. مجموع نمرات كه پاسخگويان بدست مي آورند بيانگر گرايش آنهاست. به همين دليل اين طيف را طيف مجموع نمرات نيز مي نامند.

در مقياس ليكرت حداقل تعداد پاسخگويان مورد نياز بين 100 تا 120 نفر تخمين زده شده است. در اين طيف فواصل بين درجات،يك اندازه پذيزفته شده است. مثلاً فاصله بين كاملاً موافق تا موافق به همان اندازه فاصله بين بي تفاوت تا موافق فرض شده است در صورتيكه عموماً اين واقعيت ندارد مثلاً اگر شخص(A) به يك گويه پاسخ بي تفاوت،شخصB موافق و شخصC كاملاً موافق پاسخ دهد. تفاوت گرايش C,B به همان اندازه تفاوت گرايشB,A نيست.

بطور كلي طيف ليكرت نسبت به طيف هاي قبلي داراي مزاياي زيادي است چون نه به تعداد زيادي گويه نياز دارد نه به قضاوت داوران و در عين حال نتايج حاصله از دقت و اعتبار بيشتري بر خوردار است. لذا اين طيف براي بسياري از تحقيقات ميداني وسيع، در علوم اجتماعي و خصوصاً جامعه شناسي كاربرد دارد و مي توان بوسيله آن انواع مسائل (گرايش هاي سياسي، مذهبي، نژادي، شغلي و.....) را سنجيد.

 

۳)طیف تورستن

ابتدا گویه ها را انتخاب کرده و بعد از داورانی خواسته می شود تا گویه ها را در 11 طیف تقسیم نمایند.

و ارزش طیف از مجموعه قضاوتها ی داوران برای هر یک از گویه ها بدست می آید.

هدف از این طیف اندازه گیری گرایش به یک موضوع براساس ارزشهای جامعه توسط داوران می باشد.

این طیف نسبت به مقایسه زوجی از حجم کار کمتر و نسبت به بوکادوس از دقت بیشتری بر خوردار است.

برای بررسی اعتبار گویه ها باید به روش کمی و کیفی گویه های ابهام بر انگیز را حذف کرد بدین ترتیب که نمودار تجمعی آنرا کشید ه و 50 درصد را میانه (چارک سوم) و 25درصد را چارک اول و 75 درصد را به عنوان چارک سوم مشخص نمود و عددهای آنها را مشخص کرد. که برای پیدا کردن گویه های مبهم می توان از فرمول ضریب ابهام استفاده نمود که عبارت است از :

پس کمترین Qها را انتخاب گده و بقیه را حذف می کنیم.

 

اين روش نسبت به مقايسه زوجي از حجم كار كمتر و نسبت به طيف بوگاردوس از دقت بيشتري برخوردار است. در اين روش اطلاعات يا گويه ها در مورد موضوع خاصي ارائه مي دهند البته تعدادي اين گويه ها بيشتر از طيف بوگردوس است. اين گويه كه گرايش مثبت و منفي را نسبت به موضوع خاصي بيان مي كنند بر روي محور يا طيفي كه يازده قسمت با فواصل متساوي تقسيم شده كه منتها اليه چپ آن گرايش بسيار مثبت و در وسط گرايش متوسط و در منتها اليه راست آن گرايش بسيار منفي مشخص شده است.

پس گويه هايي كه محقق حدس زده با گرايش در رابطه اند بر روي طيف توزيع مي شوند. اما توزيع اين گويه ها بر روي طيف تنها بوسيله محقق نمي شود بلكه بوسيله تعداد زيادي از افراد كه با ارزشهاي جامعه مورد نظر محقق آشنا باشند انجام مي گيرد و به هريك از اين داوران يك دسته از گويه ها و يك طيف يازده قسمتي داده مي شود. پس از آن، گويه ها را از آنها پس گرفته و هر دسته را مبناي شماره گويه مرتب مي كنند و ميانگين نمونه گويه هايي كه پاسخگو با آنها موافق بوده است نمايانگر گرايش او نسبت به موضوع مورد مطالعه است. از معايب اين طيف : به دلائل مسئله برابري فاصله ها : يعني استفاده از علامت گذاريهاي عددي باعث اشتباه مي شود. مثلاً آيتمي كه به آن عدد 4داده شده دو برابر ميزان گرايشي است كه عدد2 است. بنابراين بر روي آنها بطور دقيق نمي توان محاسبات رياضي و آماري را پياده نمود.

علاوه بر آن قضاوتهاي متخصصان (داوران) نيز روي آن تاثيرگذار است و اين امر به تعداد و خصوصيات آنان بستگي دارد و نيز اگر چه اين طيف حجم كاريش نسبت به روش مقايسه زوجي كاهش مي يابد اما نسبت به طيف ها ديگر از زحمت و كار زيادي براي استخراج قضاوت داوران برخوردار است. با وجود اين دلايل اين طيف با فواصل ظاهراً متساوي يكي از متداول ترين طيف هاي سنجش در علوم اجتماعي است.

 

 

4)طیف گاتمن

هدف از این طیف تنظیم گویه ها بنحو کاملا تراکمی و انباشتی می باشد

و این طیف به عنوان طیف میزان نگار در سطح اسمی (بلی /خیر –موافقم /مخالفم) می تواند گرایش به یک موضوع را براساس ارزشهای جامعه مبتنی بر آرای پاسخگویان نمرات گویه های تعیین شده را بسنجد. اگر پاسخگو به تمام گویه ها مثبت پاسخ دهد بالاترین نمره را می گیرد.

پس برای مشخص کردن ضریب بازنمائی می توان از یک منهای تعداد خطاها تقسیم بر تعداد پاسخگو ضربدر تعداد گویه ها استفاده کرد.

 

مقياس گوتمن يا مقياس داراي سلسله مراتب به اين ترتيب است كه پاسخگويان كه به يك گويه پاسخ موافق مي دهند از پاسخگوياني كه به همان گويه پاسخ مخالف مي دهند مجموع نمره بيشتري كسب نمايند و اين كار در صورتي عملي است كه گويه ها مانند طيف بوگاردوس  مرتب شوند يعني بصورت انباشته اي يا يكنواخت و يا به اصطلاح ديگر همگن كه :

اولاً در آغاز گويه اي قرار گيرد كه بيانگر شديدترين گرايش مثبت يا منفي باشد و در گويه هاي بعدي به تدريج از اين شدت كاسته شود.

ثانياً اگر پاسخگويي از بين 7 گويه كه در طيف بوگاردوس با گويه سوم موافقت كرد به معني آن است كه با گويه هاي ضعيف تر (4و5و6) نيز موافق است.

در اين روش با دانستن مجموع نمرات پاسخگويان بدون داشتن بقيه اطلاعات مي توان به عكس العملهاي آنان نسبت به گويه ها پي برد كه به اين امر"بازنمايي"گويند.

چون گويه هايي كه مثبت ترين، رتبه يك را دارند و رتبه دوم را به دومين گويه از نظر مثبت بودن و الي آخر، بنابراين براي هر پرسش شونده يك معيار رفتاري دريافت مي كنيم. يعني اگر شخص با گويه موافق باشد(+) يك امتياز به وي داده خواهد شد، اگر وي گويه را رد كند(-) امتياز به وي داده نخواهد شد . به اين ترتيب براي هر پرسش شونده يك معيار رفتاري دريافت مي كنيم كه براساس مجموع امتيازات پاسخهاي داده شده محاسبه مي شود. اما با طيف گوتمن مسائل جزئي را مي توان با دقت بيشتري سنجيد و اما براي بررسي مسائل وسيع، نياز به طيف هايي چون طيف ليكرت داريم. اگر چه از دلايل اهميت طيف گوتمن وجود نقطه صفر عيني است كه سنجش را از دقت بيشتري برخوردار كرده است اما اين طيف نيز مانند طيف ها قبلي از سطح يك مقياس ترتيبي تجاوز نكرده است و نمي توان ادعا كرد كه فواصل بين نمرات يكسان بوده است. گاهي نيز اين اتفاق مي افتد كه گويه ها نامناسب باشند و در پايان كار، كليه زحمات به هدر رود. علاوه بر اين، يك طيف تهيه شده براي يك شرايط مكاني و زماني معين، ممكن در شرايط كمي متفاوت غير قابل استفاده شود.

 

 

نتيجه گيري

علي رغم تمامي تفاوتهاي موجود بين نحوه كار روشهاي مختلفي كه توضيح داده شده، مشكلات و مسايلي هنوز وجود دارد كه كم وبيش در مورد همه روشهاي نامبرده صادق است : اين ايرادها شامل دقت اندازه گيري، پايايي، تخمين يا حدس درباره يك بعدي بودن محدوده هاي نگرش مي شود.

در مورد همه روشها توصيه مي شود كه از كاربرد كليشه اي آن خودداري كرد و محقق بايد در صورت لزوم، روشهاي مختلف را به صورت تركيبي ويا همزمان به كار ببرد.

 

 

 

مقیاس ها

در حالي كه روش استفاده از مقياس بندي در علوم طبيعي از مدتها قبل به عنوان يك روش اندازه گيري مورد استفاده قرار مي گيرد، كاربرد آن در علوم اجتماعي نسبتاً جديد است. روش مقياس بندي داراي اين امتياز است كه با كمك آن مي توان ميزان بالايي از اطلاعات را كسب كرد. اين روش دستيابي به يك درجه بندي ظريف و يك انعطاف پذيري بالا در خصوص متمايز كردن و نامگذاري پديده هاي غير عددي را ميسر مي سازد.

البته استفاده از شيوه ها و تكنيك هاي سنجش نسبت به شرايط مكان و زمان متفاوت ممكن است با يكديگر فرق داشته باشند كه اين امر تنها بستگي به شرايط مكان و زمان ندارد بلكه عوامل ديگري چون نوع تحقيق، انتخاب جامعه آماري، طرز نمونه گيري نيز به آن وابسته است. بدين ترتيب كه كليه اين عوامل با يكديگر در رابطه و همگي تابع شرايط مكان و زمان اند. لازم به ذكر است كه بايد به روايي و پايايي مقياس ها نيز توجه داشت. روايي (اعتبار) مقياسي است براي قابليت استفاده از روشهاي تحقيق يعني آيا مقياس مورد نظر آن موضوعي را اندازه گيري مي كند كه مورد نظر محقق است؟

پايايي (اطمينان) قضاوت در مورد قابليت وسيله علمي است كه بايد در اندازه گيري هاي مكرر، نتايج را ارائه دهد.

 

تعریف مقیاس اندازه گیری و انواع مقیاس ها

خصوصیات یک مقیاس اندازه گیری خوب

 

یکی از ویژگیهای متغیر قابلیت اندازه گیری آن است. چنانچه از وزن به عنوان یک متغیر نام ببریم بهترین راه اندازه گیری آن بر اساس کیلوگرم یا گرم می باشد در مورد قد هم سانتیمتر یا متر از عهده آن برمی آید. اما در مورد رضایت بیماران از نحوه ارائه خدمات یا میزان شنوائی یا ناتوانی و معلولیت از چه ملاکهائی باید استفاده کرد. برای اندازه گیری یک عنصر نیاز به مقیاس اندازه گیری وجود دارد. مقیاس اندازه گیری کمک می کند تا شما امکانی را برای اندازه گیری یک متغیر تعریف نمائید. برای اینکار لازم است با مقیاسهای اندازه گیری متداول و مرسوم آشنا شوید.

 

كاركرد وتعيين واژه

 

روشهاي مقياس بندي :

روشهايي هستند كه ابعاد مختلف را بطور كيفي ضبط وثبت مي كنند و بوسيله مقياسها آنها را بطور كمي اندازه گيري مي نمايند.

مقیاس :

ابزار اندازه گيري يا سنجشي هستند كه بوسيله آنها اندازه، موقعيت، بودن يا نبودن يك واحد علمي مهم در يك پيوستار در قالب اعداد و ارقام مشخص و تعيين مي شود.

 

گويه ها :

شاخصهايي هستند كه از طريق آنها مايل به كسب اطلاعاتي درباره كردار، انتظارات رفتاري يا رفتارهاي عيني افراد يا گروههاي مورد بررسي هستيم.

 

 

سطوح سنجش :

 واحدها و مقياس هاي اندازه گيري كه در سنجش كيفيت ها به كار مي روند عبارتند از :

-         مقياس اسمي يا طبقه اي

-         مقياس ترتيبي يا رتبه اي

-         مقياس فاصله اي

-         مقياس نسبي

 

مقياس اسمي

این مقیاس شامل  یک یا جند گروه با طبقه است که از نظر کیفی با هم متفاوت و در آن استقلال گزینه ها وجود دارد اما بین گروهها هیچگونه ارجحیتی وجود نداردمثال(زن ومرد.مسلمان و مسیحی.مدرک و رشته تحصیلی و...).

 

 

مقياس اسمي كه ساده ترين مقياس براي سنجش كيفيت كه فقط بودن يا نبودن يك صفت سنجيده مي شود. بدين ترتيب در اين نوع مقياس افراد براساس وجه اشتراك يا عدم اشتراك آنها در مورد يك صفت طبقه بندي مي شوند.

 از شروط اين مقياس اين است كه هر يك از نمونه ها بايد در يك طبقه قرار گيرد و نيز طبقات بايد طوري برگزيده شوند تا كليه افراد نسبت به دارا بودن يا دارا نبودن يك صفت قابل بررسي باشند. مثل جنسيت ، دين، مليت و....

 

مقياس ترتيبي (رتبه اي) :

ااین مقیاس نسبت به مقیاس اسمی خصوصیت اضافه ای به غیر از استقلال گزینه ها که در این مقیاس بین گروهها از نظر متغیر مورد نظر برتری وارجحیت وجود دارد اما این برتری قابل سنجش و مقایسه با سایر گروهها نیست . گروهها هم یکسان نیستند. گروهها نسبت به هم روی پله های یک نردبان قرار گرفته اندمثال(کوچگ و بلند.چاق ولاغر .خیلی زیاد و خیلی کم و...)

  مقياس ترتيبي كمي پيشرفته تر از مقياس اسمي است. بطوريكه بوسيله آن علاوه بر دارا بودن يا نبودن يك صفت كيفي، شدت و ضعف نسبي آن را نيز بررسي كرد يعني نمونه ها به ترتيب شدت و ضعفشان نسبت به يك صفت مرتب و رده بندي مي شود اما فاصله يا اختلاف شدت بين ويژگيهاي اندازه گيري يكسان نيست.

مشهورترين مقياس ترتيبي، مقياس سنجش فاصله اجتماعي يا مقياس بوگاردوس است.

 مقياس فاصله اي :

این مقیاس نسبت به مقیاس اسمی و ترتیبی خصوصیت اضافه ای به غیر از استقلال گزینه ها و ارجحیت آنها دارد که در آن  فاصله بین گروهها با هم  قابل سنجش و مقایسه هستند و می توان از این مقیاس بعنوان یک متغیر کمی نام برد اما صفر در این مقیاس فقدان خاصیت مورد نظر اندازه گیری نیست.

  اين مقياس علاوه بر مشخص كردن دارابودن يا نبودن يك صفت و شدت و ضعف آن، ميزان شدت و ضعف نيز مشخص است. اما در اين مقياس صفر قرار دادي است. مثلاً نمي توان گفت فردي با بهره هوشي صفر.

مقياس نسبي :

در این مقیاس خصوصیت اضافی آن است که صفر دلیلی برای فقدان خاصیت مورد اندازه گیری است و در نتیجه نسبت بین اعداد در این مقیاس همان نسبت مقدار خاصیت مورد اندازه گیری است قابل ذکر است که در مسائل اجتماعی می توان محدوده سکون را صفر در نظر گرفت مثال در علوم طبیعی (دما و..) و در علوم اجتماعی (قد، وزن، نمرات و...)

اين مقياس داراي همه ويژگيهاي متغيير فاصله اي است و علاوه بر آن صفر مطلق نيز دارد. مثلاً ميزان پول موجود در بانك يك متغيير نسبي است يعني اگر مقدار آن صفر باشد واقعاً هيچ پولي در بانك موجود نمي باشد. 

 

     نوع مقياس

            ترتيب

         فواصل

مبدا صفر مطلق

    مقياس اسمي

          -                             -                          - 

    مقياس ترتيبي

          +                             -                         -  

    مقياس فاصه اي

          +                            +                         -         

    مقياس نسبي

          +                            +                        + 

 

شما به عنوان محقق برای اندازه گیری متغیر خود ضروری است تا دست به انتخاب مقیاس اندازه گیری بزنید. تعریف مقیاس و نوع رده ها یا گروه هائی که در مقیاس خود در نظر می گیرید بر عهده شماست که باید مبتنی  بر خصوصت علمی قدرت و رجحان مقیاس باشد. نکته مهم آنکه قدرت و برتری مقیاس های فوق بتدریج از مقیاس اسمی به مقیاس نسبی افزایش می یابد و شما باید همیشه از قویترین مقیاس برای سنجش استفاده نمائید.

 

یک مقیاس خوب باید دارای ویژگیهای زیر باشد:

·        علمی: بر گرفته ومتناسب با اصول علمی باشد.

·        جامع:  بتواند تمام موارد متغیررا شامل شود.

·        مناسب: برای اندازه گیری آن متغیر باشد.

·        قوی: تلاش شود قویترین مقیاس باشد.

·        غیر قابل جمع: رده های مشترک نداشته باشد.

·        رده های کافی: موردی را فراموش نکرده باشیم.

·        رده های تعریف شده: گروهها و رده های آن تعریف شده باشند.

·        عملی: قابلیت انجام داشته باشد.

 

ادبیات تحقیق

ادبیات تحقیق

 

ادبیات تحقیق شامل دو مرحله می باشد .

1-خواندن منابع اصلی

2- مصاحبه اکتشافی

با مطالعه منابع اصلی مربوط به موضوع تحقیق و یادداشت برداری از آنها و طبقه بندی فیش ها  یا یادداشت برداری ها باعث انسجام فکرمان می شویم .همچنین علاوه بر خواندن و نوشتن با افرادی که در زمینه موضوعمان کار کردند مصاحبه می کنیم .و به ارائه تحقیقاتی که از قبل بر روی موضوع تحقیقمان انجام شده می پردازیم  .

 

خواندن :

در خواندن مطالب باید معیارهایی را رعایت کرد ،از جمله این که متن مورد مطالعه با پرسش آغازی در ارتباط باشد ،برنامه خواندن متون منطقی باشد (مثلا سعی کنیم در ابتدا مطالب کم حجم را عمیق مطالعه کنیم و خود را درگیر مطالب سنگین و پر حجم ننماییم)،به تحلیل و تفسيرها توجه کنیم و تنوع دید گاه ها مد نظر باشد . همچنین در فواصل خواندن ها فرصت هایی برای تفکر شخصی و تبادل نظر قرار دهیم .

مسئله دیگر این که این متن ها را از کجا پیدا کنیم ؟

با صاحب نظرانی که با زمینه تحقیقمان آشنایی کافی دارند مشورت کنیم .(مثل استادان دانشگاه ،مسئولان سازمان ها و..)،مقاله ها و مجلات ،گزارش ها و مصاحبه های متخصصانی که در مطبوعات برای عموم مردم فرهیخته منتشر می شود ،مجلات تخصصی در زمينه تحقیقمان ،بررسی فهرست کتاب نامه ها وکتابشناسی مندرج درآخرکتاب ها ومقالات میتواند حجم عظیمی از منابع را در اختیارمان قرار دهد .که البته نباید از این حجم عظیم ترسید و باید به فهرست مندرجات آنها و خلاصه فصل ها در آنها توجه داشت .می توان با استفاده از جدول خواندن یا چکیده نویسی با ساختار های مناسب می توان ایده های اصلی متون مطالعه شده را استخراج کرده و آنها را با هم مقایسه کرد.

 

مصاحبه اکتشافی:

مصاحبه کمک می کند تا چشم اندازی تازه را کشف کنیم و میدان خواندن را وسعت می بخشد یا تصحیح می کند .خواندن متون چارچوبی برای مصاحبه های اکتشافی فراهم می کنند و مصاحبه ها نیز ما را از درست بودن این چارچوب آگاه می کنند ومکمل و تقويت کننده هم هستند .میتوان با افرادی چون هیئت علمی ،شاهدان عینی و جماعتي که موضوع تحقیق مستقیما به آنها مربوط می شود و با آن درگیرند مصاحبه کرد .

در مصاحبه باید به نکاتی توجه کرد :

1- حتی المقدور پرسش های کمتری مطرح گردد.

2- وقتی در جريان مصاحبه مداخله ای لازم باشد باید آن را به روشنترين وجهی عنوان کرد.

3- از جهت گيري شخصی در محتوای مصاحبه خود داری کرد .

4- دقت کرد که مصاحبه در محلی مناسب صورت گیرد .

5- متن مصاحبه ضبط شود .

استخراج مصاحبه ها نیز کاری مضاعف است ،از یک طرف گفتار های شنیده شده را می توان مستقیما به عنوان منبع اطلاعاتی بررسی کرد ،از طرف دیگر می توان آن را چونان فرایندی تلقی کرد که طی آن مخاطب در باره خودش حقیقتی را عمیق تر از آنچه در بادی امر استنباط می شود بیان کند .

در نهایت خواندن ،فکر کردن ،نوشتن و مصاحبه کردن باید به ایده های سوال برسیم که به آن در کل مطالعه اکتشافی می گویند .

                                                                                

چارچوب نظری

چارچوب نظری تحقیق

از چه حوضه هایی می توان به موضوع تحقیق نزدیک شد ؟

نظریه ها ابزاری هستند که با آن ها می توانیم دنیا را ببینیم.نظریه ها بیان کننده روابط احتمالی بین متغییر ها هستند و تا زمانی که رد نشده باشند همواره ماهیت احتمالی دارند و تثبیت کننده محتوای مفاهیم هستند وما را به موضوع تحقیق نزدیک می کنند .

 

طرح نظری مسئله تحقیق :

در پست پیش دیدیم که چگونه باید مطالعات اکتشافی (خواندن و مصاحبه اکتشافی )به جمع آوری اطلاعات پرداخت و ایده ها را فراهم کرد ،حال باید محور های اصلي تحقیق را مشخص کرده ویک طرح نظری متناسب با مسئله طرح شده در پرسش آغازی تعیین کنیم .

منظور از طرح نظری مسئله تحقیق (  problematique)نگرش یا چشم انداز نظری است که تصمیم گرفته می شود برای بررسی مسئله ای که در پرسش آغازی طرح شده پذیرفته شود و راه نگاه ما به دنیا را نشان می دهد.

معیار انتخاب ما برای چارچوب نظری ممکن است :

1- دل به خواهی باشد .

2- بر مبنای موفق ترین چارچوب های قبلی مسئله تحقیق را انتخاب کنیم .

3- پیشرفت علم می گوید که کدام تئوری را انتخاب کنیم.

آماده سازی یک طرح نظری کاری است تدریجی که معمولا در سه مرحله صورت می گیرد :

مرحله اول :مرور نکات اصلی متون خوانده شده و مصاحبه ها

مرحله دوم :انتخاب یک چارچوب نظری

مرحله سوم :آشکار سازی چار چوب نظری انتخاب شده

*در مرحله اول ،پس از تامل در متون خوانده شده و مصاحبه ها جنبه های گوناگون مسئله ای که درپرسش  آغازی مطرح شده و نیز روابطی که میان آنها بر قرار است مشخص می گردد .اما این جنبه های گوناگون یک مسئله غالبا در حیطه یا شمول دیدگاه ها و یا جهت گیری های نظری بسیار متفاوت است و فهرستی از دیدگاهها ی گوناگون تهیه می شود که هر یک بر زیر ساخت نظری (تئوری ) مربوط به خود و ساز وکار خود بنا شده اند و گاهی برای فهم این ساز وکار ها و چار چوب نظری هایی  که محققان گذشته به کار بردند بهتر می آید که به اصل نظریه ها مراجعه کرد .

*در مرحله دوم کار محقق عبارت است از انتخاب یک چارچوب نظری که از دو حال خارج نیست. یا باید از میان دید گاههای موجود یکی را که از همه مناسب تر است برگزیند یا باید دید گاهی متفاوت از آنهایی که از پیش وجود داشته اند ،ساخت . که این انتخاب به تدریج و با مقابله و مقایسه دید گاه ها، تمیز  واگرایها وهمگرایی هایشان وتحلیل منطقی پیامد هایشان به عمل می آید .

در این مرحله انتخاب یک چارچوب نظری دو کار کرد ویژه دارد :

1- اجازه می دهد پرسش آغازی را از نو فرمول بندی یا به صورت دقیق تر بیان کرد.

2- به عنوان شالوده ای برای فرضیه هایی به کار می رود که به اعتبار آنها محقق پاسخ منسجمی به این پرسش آغازی خواهد داد.

در واقع انتخاب یک چارچوب نظری برای بررسی مسئله تحقیق علاوه بر تعریف دقیق مسئله تحقیق به انتخاب نگرشی برای بررسی موضوع مورد نظر می پردازد .

*در مرحله سوم کار محقق عیان سازی طرح نظری است که با خصوصیات موضوع تحقیق متناسب است و همین طرح نظری است که شالوده مرحله بعدی ، یعنی ساختن مدل تحلیل ی را تشکیل می دهد .آشکار سازی چار چوب نظری تحقیق یعنی شرح تفصیلی  روش عملی محقق در باره موضوع تحقیق و تعریف دقیق مفاهیم اصلی و سازو کار ها و ارتباط میان آنها وترسیم ساختار مفهومی که قضایایی (فرضیه هایی) را در پاسخ به پرسش آغازی مورد رسیدگی قرار خواهد داد و تاثیرات متقابل در همه این مراحل پرسش آغازی ،ادبیات تحقیق ،(مطالعه اکتشافی )و طرح نظری تحقیق کاملا مشهود است.

 

سازو کار یا تئوری

تئوری عبارت است ازمجموعه به هم پیوسته ای از تعاریف مفاهیم،قضایا وموضوعاتی که پدیده ای را به بطور منظم ومرتب بیان می دارد و روابط بین متغییر ها را تعیین می کند باین ترتیب ،هدف تئوری تشریح تبیین و پیشبینی پدیده های اجتماعی است .

به طور کلی ،تئوری به تریب زیر بر روی واقعیت اثر می گذارد:

 1- مسیر مطالعات علمی را با انواع اطلاعاتی که مورد نیاز است تعیین می کند .

2- طرح نظری تحقیق را به دست می دهد که مفاهیم در دل تئوری ها خود را نشان می دهند.

 3- حقایق وواقعیت را پیش بینی می کند.

 4- مطالب طبقه بندی شده را به کل بزرگتری تعمیم می دهد .

5- شکاف موجود در دانش بشری را مطالعه می کند .

حقایق نیز بر روی تئوری اثر می گذارند :

1- به طرح وتنظیم تئوری ها کمک می کنند.

2- تئوری های موجود را تصحیح ،تایید ویا موقتا رد می کنند .

3- مسیر وموضوع تئوری را عوض می کند و صورت روشن تری در می آورد .

نقش تئوری

باعث مشخص شدن مطالب و مطالعات و حدود مطالعاتی برای کشف واقعیات و پیدایش طرح نظری که سر انجام منجربه فرضیه می شود و چارچوب نظری به تور تئوریک تشبیه شده است که سازو کار ها را مشخص می کند .

به فرایند شبیه سازی دو نظریه که دو نظریه را به هم شبیه می سازد تلفیق تئوریک جدید نظریه گویند .تئوری های مختلف را از طریق مروری بر ادبیات مطالعه اکتشافی می فهمیم و آنهایی که اجتماعی هستند راانتخاب می کنیم . نظریه ها به شرطی قابل ترکیب هستند که مکانیزم ها و سازو کارها ی شبیه به هم داشته باشند یعنی سازو کارهای آنها با هم مشابه باشد که در این صورت به روشن شدن فهرستی از علت ها منتهی می شود آن تئوری هایی که سازو کار آنها با هم مشابه نباشد به آنها چار چوب های رقیب هم می گویند.

چرا از تئوری به سمت عوامل برویم ؟

مفاهیم و عوامل معنای آنها در دل تئوری ها مشخص می شود . یک مفهوم ممکن است در دو تئوری معنای متفاوتی داشته باشد .نظریه پردازان از مفاهیم به ترکیب هایی می رسند که معنای متفاوتی دارند.بسته به این که از کدام تئوری و در کجا آن را معنا کنیم عوامل در باب مفاهیم مشترک متفاوت خواهند بود . ارزش چارچوب نظری به تحلیل است .مثل عینک می ماند ،هر فرد ممکن است یک دیدی نسبت به آن داشته باشد فرق دیدگاه ها در این است که فرد زاویه ای که با آن دنیا را می بی ند متفاوت است پس وقتی از چار چوب نظری تحقیق صحبت می شود در واقع جهان بینی شخص روشن می شود .هیچ چارچوب نظری فی نفسه ارزشمند نیست،ارزشمندی آن ، زمانی است که پاسخ قانع کننده ای به سوال تحقیق بدهد .

                   

                

طرح مسئله

طرح مسئله

در این پست به مواردی که در طرح مسئله تحقیق باید به آن توجه شود می پردازیم.مسائل تحقیق باید محدود باشند و باید دامنه تحقیقمان را مشخص کنیم که تا کجامی خواهیم پیش برویم .فی المثل کافی نیست بگوییم علاقه مند به یافتن پاسخهایی درباره نابرابری هستیم .چه پاسخی وچه سوالی ؟ در پی شناخت گستره ومحدوده نابرابری ،توزیع آن ،علل آن هستید یاچیز دیگر ؟چه نوع نابرابری مورد نظر شماست در چه دورهای ؟

بر اساس روابط علت ومعلولی می توان متغیر ها را به متغيروابسته،مستقل و رابط تقسیم کرد .معلول متغیر وابسته خوانده می شود (با علامت y)معلول متغیری است که وابسته به چیز دیگری است .علت مفروض متغیر مستقل خوانده می شود (با علامت x ) مثال:

         در آمد

        شغل 

               تحصیلات

  متغیر وابسته   ( y)

    رابط   (z)

 

          متغير مستقل (x )

 

پس از انتخاب یک موضوع کلی باید از خود بپرسید «در پی شناخت چه چیزی درباره این موضوع هستیم ؟»به طور کلی ما معمولا یا به دنبال توصیف هستیم یا به دنبال تبیین یا هر دو .

تحقیق توصیفی

در تحقیقات توصیفی باید به مشخصه های زیر توجه داشت .

1-دوره زمانی مورد توجه ما کدام است ؟آیا می خواهیم درباره وضعیت فعلی موضوعمان (مثلا طلاق )چیزی بدانیم یا وضع طلاق در گذشته مورد نظر است ؟

2-منطقه جغرافیایی مورد نظر چیست ؟وضع طلاق در بخشی از کشور یا در سراسر کشور یا در کشور های دیگر و یا مقایسه بین آنها .

3-آیا خواهان توصیف کلی هستیم یا مقایسه یا مشخص کردن الگوی گروههای فرعی

4-در پی چه جنبه هایی از موضوع هستیم .میزان ،قوانین یا نگرش نسبت به طلاق و...

5-در چه سطحی از انتزاع مایل به بررسی مسئله هستیم ؟مثلا آیا فقط در پی اطلاع از میزان طلاق هستیم یا چیزی مثلا سطح ستیز اجتماعی که ممکن است میزان طلاق نشانه ای از آن باشد ؟که در هر یک از این مضامین باید داده های مخصوص به خودشان راجمع آوری کنیم که سطوح آن ها با هم متفاوت است وابعاد متفاوتی را شامل می شوند .

تحقیق تبیینی

هر تحقیقی یک فرایند کاملا مبهم دارد . تحقیق کردن یعنی رفتن به حوزه های ناشناخته ،پیمودن راه های ناشناخته .وقتی یک سوال راانتخاب می کنیم باید ببینیم که جزء کدام حوزه است .سوال به چه حوزه ای از علوم اجتماعی و انسانی مربوط است .(جامعه شناسی انحرافات ،آموزش و پرورش ،تعلیم و تربيت و....)

مثلا :

1- چرا یادگیری مشارکتی بر موفقیت تحصیلی تاثیر می گذارد ؟آیا مربوط به حوزه جامعه شناسی

آموزش و پرورش است یا جامعه شناسی انحرافات ؟

2- اعتیاد مربوط به حوزه جامعه شناسی انحرافات یا اوقات فراقت یا تعلیم وتربیت  کدام یک ؟

جواب 1- جامعه شناسی آموزش و پرورش     2- جامعه شناسی انحرافات و اوقات فراقت

ورودی ها متفاوتند و آنچه می بینیم متفاوتند . زمان و هذینه مهم است.

 در اقدام نخست باید مشخص کنیم که در پی علل هستیم یا نتایج ،مرحله بعدی تعیین چیزی است که در پی علل یا نتایج آن هستیم . مثلا میزان طلاق ،در این جا میزان نشان دهنده این است که در پی  بررسی نتایج هستیم و طلاق مشخص کننده موضوع مورد بررسی است .

می توان سوال را به یک موضوع خاص محدود کرد .آیا (مثلا تضعيف نقش مذهب باعث افزایش طلاق شده است؟)

یا ممکن است عوامل متفاوت را در رابطه با موضوعی خاص مورد مطالعه قرار دهیم .یعنی یک علت یا علت های متفاوت را در خصوص موضوعی خاص مورد بررسی قرار دهیم .

آیا تحقیق بر موردی خاص است و حتی الامکان در پی یافتن علل متعدد هستم یا به تبیین جزیی دسته ای از وقایع می پردازیم ؟

خلاصه این که انواع مختلفی از مسائل تحقیق وجود دارد که در آغاز کار باید پرسید :

1-در پی تبیین چه چیزی هستیم ؟

2- علل ممکن کدام است ؟

3- کدام علل را مورد بررسی قرار دهیم ؟

4- ساز وکار ممکن کدامند ؟

این سوالات به روشن شدن تفکرمان کمک می کند و انواع مختلف سوالات تحقیقی بیانگر مراحل مختلف یک تحقیق است .

 

واحد تحلیل        unit of onalysis))

واحد تحلیل واحدی است که اطلاعات از آن گرد آوری می شود .واحدی که خصوصیات آن را توصیف می کنیم .غالبا در تحقیقات پیمایشی واحد تحلیلی فرد است اما محدود به آن نیست ومی توان منطقه مورد بررسی یا دوره های زمانی و وقایع را هم به عنوان واحد تحلیل در نظر گرفت. مشخص کردن واحد تحلیل به آگاهی از دامنه و جمع آوری داده ها در آن خصوص کمک می کند و اگر در یک تحقیق از چند واحد تحلیل استفاده کنیم پذیرش نتایج با اطمینان بیشتری همراه بوده و آزمون نظریه از قوت بیشتری بر خوردار خواهد بود .

 

                 

جزوه جلسه دوم :شنبه  14/7/86

 

محور اين ترم تحقيق پيمايشي با محوريت تحقيق اجتماعي :

تحقيق اجتماعي به هر امري كه موضوعش پديده اي در اجتماع باشد گويند .

تحقيقات اجتماعي دو گروه است  :

توصيفي           چه چگونه

تبييني              چرا؟

چرا بعضي ها معتاد مي شوند ؟(تحقيق تبييني است) چون با چرایی آغاز می شود .

پيشبرد در تحقيقات اجتماعي درك وفهم جديد ايجادمي كند به همين خاطر مي گويند تحقيقات اجتماعي واپس گرا هستند .يعني تحقيقات ما معطوف به گذشته است يا تحليل سناريوهايي كه موضوعش آينده نيست .

تحقیق اجتماعی:

هر تحقيق اجتماعي كه بتواند يك فهم ،علت ،و روابط وساز و كار جديد را نشان دهديك پله علم اجتماعي رابالا ميبرد .

مثلامي گوييم:    فقر ارتباط دارد با اعتياد        اما مهم سازو كار آن است .

سازو كار : هر كجا كه فقر وجود داشته باشد يا تمركز فقرباشد اعتياد وجود دارد .

آنچه ايجاد اعتياد مي كند تمركز فقر است .مرتون گفت :هر كجا فقر وجود داشته ودر عین حال جامعه بر ثروتمندي ارزش بگذارد شكاف به وجود مي آيد و این شکاف باعث افزایش اعتیاد می شود. آن چه كه مهم است مكانيسم واسط است .

پیمایش:

هر تحقيق اجتماعي حجم عظيمي از داده ها را پوشش مي دهد .اين كه از چه روشي استفاده كنيم مهم نيست ،مهم اين است كه به يك پيمايش عددي برسيم در انتهاي هر تحقيق يك سري caseداشته باشيم وچند متغيرvariable

ممكن است اعداد از طريق پر سش نامه به دست آيد .فرض كنيم پيمايشي به دست آورديم :

چرا برخي كارخانجات كالاي خوب توليد كرده ،بهره وري بالا داريم ولي بعضي ها اين طورنيستند ؟

Caseها يا موارد مشاهده :

 

p   

 

        3      2     1      

Case   

100 

50

1

5  

 

        1f

2f

3f

4f

.

.

.

 

 

 

هر كجا كه يك ماتريس داشته باشيم كه از يك جنس ماتريس به اين شكل بود ما يك كار پيمايشي انجام داديم .كارپيمايشي هم توصيفي است وهم تبييني اما مبناي كار ما در اين ترم تبييني است .هر تحقيق با يك پرسش آغاز مي شود ؟

چرا نور يه خط مستقيم حركت مي كند؟

در علوم اجتماعي اول بايد سوال طرح كنيم .سوالات ممكن است مبهم باشد  اولين مرحله يك تحقيق پيمايشي پرسيدن يك سوال روشن ودقیق است .

ماركس سوال روشنش (كلي)نابرابري بود.

چرا يك عده در سيستم سرمايه داري پول دار وعده اي كار گرند ؟

اين سوال يك دغدغه ويك دل مشغولي است .

مشخصه برای سوال خوب:

1)سوال روشن وکوتاه باشد .(تک تک مفاهیم باید با دقت انتخاب شوند که معنای متفاوتی نداشته باشند . ) سوالات زیر نمونه ای از سوالات خوب هستند.

سوال دورکیم:چرا میزان خودکشی در بین جوامع مختلف متفاوت است ؟ سوال وبر:چرا فقط سرمایه داری در غرب بروز کرد ؟ سوال والراشتاین:تاثیر رشد کشور های پیشرفته بر کشور های توسعه نیافته چیست ؟ 2)سوالی که می پرسیم باید عملی باشد یعنی در محدوده توان،زمان،ومقدورات عملی ما قابل پاسخ دادن باشد . اگر امروز فیزیک دانان در مورد مکانیسم تحول مولکولی در کهکشان که سه میلیون سال با ما فاصله دارد پرسش عملی می کنند .فیزیک دان فوقش 80 سال زنده باشد پس بقیه سوال عملی نیست . 3)یک سوال خوب باید از داوری اخلاقی دور باشد .سوالات جامعه شناسی نمی تواند در باب خوبی یا بدی یک مسئله قضاوت کند .همچنین جامعه شناس نمی تواند سوالات فلسفی بپرسد . جامعه شناس قادر به پاسخ دادن به این که هدف زندگی چیست نیست؟ سه ویژگی سوال خوب : حتی الامکان روشن و بدون ابهام باشد دور از داوری اخلاقی وفلسفی در حیطه مقدورات ما عملی باشد سوال پرسیدن بزرگترین هنر یک جامعه شناس است .سوال از برش زدن یک گوشه از واقعیت به وجود می آید .در عرصه اجتماعی ما نمی دانیم دامنه متغییر هایمان تا کجاست . مثلا دامنه متغییر اقتصادی نامحدود است .حد این که انتهای واقعیت اجتماعی کجاست نیاز به تخیل جامعه شناسی دارد . بعد از مشخص شدن حد ،می توانیم آنها را از هم جدا کنیم . فرض کنید ده دانشجو در یک ترم در خوابگاه خود کشی کرده اند.انتهای این واقعیت کجاست ؟ایا آن چیزی است که در خوابگاه اتفاق افتاده یا در دانشگاه یا در خانواده .هر وقت به یک مسئله فکر می کنید انتهای ش را پیدا کنید و به آن حیطه ای بکشانید که خود فکر می کنید . برای تمرین تکه برداری از واقعیت های اطرافتان را تکرار کنید . گزارش های روزنامه ها را مرور کنید .(علت قاچاق غیر قانونی از گمرک چیست ؟) گزارش ها می توانند سوال ایجاد کنند . مرور داستان ها ،روایت کننده های زندگی ما را به طرف سوالی پیش می برند . تفاوت های شیوه ازدواج در 50سال پیش .........چرا ازدواج کرده و چطور ؟ بنابر این همیشه سعی کنیم در مورد تکه هایی از واقعیت سوال طرح کنیم . فرایند تحقیق علمی : مثال :علت تفاوت سطح طلاق در شهر های ایران چیست؟
گزاره ها (پرجمعیت بودن،آشفتگی ذهنی ،فرهنگ،عامل اقتصادی و آلودگی هوا) نام شهر میزان طلاق تهران 52 قم 45 زاهدان 35 تمام گزاره هایی که ما می دهیم حتی اگر نا خود آگاه باشد یک پشتوانه نظری دارد .ما دنیا را از موضع نظریه هایمان می بینیم .حتی بهترین سوال هایمان در صورت بندی نظریتعریف می شوند .وقتی می پرسیم علت صلاق چیست و بعد سراغ پر جمعیت ، فرهنگ،عامل اقتصادی می رویم یعنی از بیرون به سمت پدیده طلاق می رویم .اما وقتی آشفتگی ذهنی را بیان می کنیم از درون به سمت پدیده طلاق می رویم . تحقیق اجتماعی بعد از پرسیدن ،آشکار کردن نظریه است آشکار کردن نظریه توضیح می دهد که سوال از کجا نشات گرفته است . تحقیق فقط جمع اوری داده های خام نیست .فرایند تحقیق اجتماعی شروع کردن از نظریه و بعد مشاهده است .......نظریه آزمایی. بحث در علم این نیست که ،کدام متغییر ها بیشترین توضیح را می دهند .همواره در علم چند مشاهده است که به آن مشاهده واقعیت می گویند . اینکه چه نوع مشاهده ای را ببینیم وابسته به نظریه هاست . در نتیجه با نظریه مان یک سری از واقعیت ها را می بینیم .آنها را جمع بندی می کنیم و به یک نظریه جدید می رسیم .و این مسیر را دوباره تکرار می کنیم . فرایند تحقیق علمی ،رفت و برگشت بین نظریه و واقعیت ونظریه و مشاهده است .